در سال 1822، فیزیکدانان فرانسوی Arago و Lussack کشف کردند که زمانی که جریان عبور از سیم پیچ بلوک آهن، می تواند آهن را در مغناطیس سیم پیچ ساخته شده است.
آهنربای مغناطیسی است. این در واقع کشف اولیه اصل الکترومغناطیس است.
در سال 1823، استورجون آزمایش مشابهی را انجام داد: او 18 پیچ سیم مسی بر روی یک نوار آهن U شکل پیچیده شد که یک نوار مغناطیسی نبود. هنگامی که سیم مسی به سلول ولتاژ متصل شد، آن را در اطراف U زخم متصل شد. سیم پیچ مس روی میله آهن، یک میدان مغناطیسی متراکم ایجاد می کند که میله آهن U شکل را به "الکترومغناطیس" تبدیل می کند. انرژی مغناطیسی در این الکترومغناطیسی بیش از دو برابر مغناطیسی دائمی است. این می تواند بلوک آهن را 20 بار سنگین تر کند. هنگامی که برق قطع می شود، نوار فولادی U شکل نمی تواند هیچ آهن را نگه دارد. ریشه آهن معمولی آهن. اختراع الکترومغناطیس استرلینگ منجر به آینده روشن تبدیل انرژی الکتریکی به انرژی مغناطیسی شد، اختراعی که به زودی در انگلیس، ایالات متحده و برخی کشورهای ساحلی در اروپای غربی گسترش یافت.
در سال 1829، هنری آمریکایی الکتریک، چندین نوآوری در دستگاه الکترومغناطیسی استرلینگ ایجاد کرد. سیمهای عایق شده سیمهای مسطح را جایگزین کردند، بنابراین نیازی به نگرانی در مورد اتصال کوتاه به سیمهای مس که خیلی نزدیک بودند وجود نداشت. از آنجاییکه سیم ها دارای یک لایه عایق هستند، می توانند در یک دایره به شدت زخم شوند. چگالی سیم پیچ، قوی تر میدان مغناطیسی تولید شده است، که تا حد زیادی توانایی تبدیل انرژی الکتریکی به انرژی مغناطیسی را بهبود می بخشد. تا سال 1831، هنری یک الکترومغناطیس جدیدتر را ساخته بود. اگر چه بزرگ نبود، می توانست یک تن از آهن را به هم بزند. اختراع الکترومغناطیسی همچنین توانایی ژنراتور را به میزان قابل توجهی افزایش داد.
مسیر توسعه
5000 سال پیش انسان ها آهنرباهای طبیعی (Fe3O4) را کشف کردند
2300 سال پیش، چینی ها از یک آهنربای طبیعی استفاده می کردند که روی سطح صاف می شد. تحت عمل ژئومغناطیس، راهنمای دسته قاشق، 曰 "سی نان" اولین راهنمای جهان است.
1000 سال پیش، چینی ها از آهن ربا و سوزن آهن استفاده می کردند تا آنها را برای ساخت اولین قطب نما در جهان به کار بندند.
در حدود 1100، چین یک سوزن مغناطیسی و صفحه آزیموت را به یک راهنمای نوعی آهنربا برای ناوبری متصل کرد.
1405-1432 زنگ او کار پیشگام بزرگ خود را در تاریخ بشر با راهنمای خود آغاز کرد.
1488-1521 کلمبوس، گاما، ماژلان از قطب نما استفاده کرد تا یک کشف دریایی معروف را انجام دهد.
1600 بریتانیا ویلیام گیلبرت یک مونوگرافی درباره مغناطیس، "مگنت"، منتشر کرد که درک و آزمایش مغناطیس توسط یونانی های باستانی مانند تالس و ارسطو را توسعه داد.
1785 فیزیکدان فرانسوی C. Coulomb از پیچ و تاب استفاده کرد تا قانون "کولمب" را که نیروی بین بار و قطب را توصیف می کند، ایجاد کند.
1820 فیزیکدان دانمارک HC Oster متوجه شد که نیروی مغناطیسی القا شده است.
1831 فیزیکدان بریتانیا، فرادی، پدیده القای الکترومغناطیسی را کشف کرد.
1873 فیزیکدان بریتانیایی JC ماکسول یک نظریه الکترومغناطیس یکپارچه را در مونوگراف «درباره برق و مغناطیس» تکمیل کرد.
1898-1899 فیزیکدان فرانسوی P. Curie کشف کرد که مواد فرومغناطیسی در دماهای خاص (دمای کوری) پارامغناطیس می شوند.
1905 فیزیکدان فرانسوی PI Lang Zhiwan تغییرات پارامغناطیس را با درجه حرارت بر اساس نظریه مکانیک آماری توضیح داد.
1907 فیزیکدان فرانسوی PE، که نظریه میدان مولکولی را پیشنهاد داد، تئوری لنگ را گسترش داد.
1921 فیزیکدان اتریشی W. Pauli پیشنهاد مگنتررون بور را به عنوان واحد پایه ای از لحاظ مغناطیسی اتمی ارائه کرد. فیزیکدان آمریکایی A. Compton پیشنهاد کرد که الکترونها دارای لحظات مغناطیسی هم هستند.
1928 فیزیکدان بریتانیایی PAM دیراک از نظریه مکانیک کوانتومی نسبیتی استفاده می کند تا به طور کامل چرخش مغناطیسی و مغناطیسی الکترون را توضیح دهد. همراه با فیزیکدان آلمانی W. Heisenberg، اثبات وجود قدرت مبادله مبدأ برق استاتیک و ایجاد پایه ای از مغناطیس مدرن است.
در سال 1936، فونیست شوروی لنگ دائو، شاهکار «دوره فیزیک نظری» را تکمیل کرد، که شامل یک فصل جامع و فوق العاده در مورد الکترومغناطیس مدرن و فرومغناطیس است.
1936-1948 فیزیکدان فرانسوی L. Neel مفاهیم و نظریه های antiferromagnetic و ferrimagnetic ارائه، و درک عمیق از مغناطیس مواد در سال های پس از آن تحقیقات.











































